وقتی باران می باره هر چنتا که تونستی بگیری همین قدر دوستم داری.
هر چنتا که نتونستی بگیری . من دوست دارم.
می دونم که تو رو اندک زمانی بیش در کنار خود نخواهم داشت. می دانم که یک
روز می روی از برم.
اما این را بدان که ای رفته از برم...
ای عشق دوردست ای نازنین.
به یاد توم یادم کن.
مرا دور از تو در حصار قمت شاد کن.
مرا ای همیشه وفا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جويد نگاه خسته من
چرا افسرده است اين قلب پرسوز
ز جمع آشنايان می گريزم
به كنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تيرگی ها
به بيمار دل خود می دهم گوش
گريزانم از اين مردم كه با من
بظاهر همدم و يكرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دوصد پيرايه بستند
از اين مردم، كه تا شعرم شنيدند
برويم چون گلی خوشبو شكفتند
ولی آن دم كه در خلوت نشستند
مرا ديوانه ای بدنام گفتند
دل من، ای دل ديوانه من
كه می سوزی ازين بيگانگی ها
مكن ديگر ز دست غير فرياد
خدارا، بس كن اين ديوانگی ها

نگاه پر غمم اي گل طلوع يک درد است.........ببين به روز دل من دلت چه آورده است
بيا ببين که برايت چه قدر دلتنگم.............و شعله هاي نگاهم چه قدر دلسرد است بگو که پيش دل من هميشه مي ماني..........بگو که همدم تنهاي دلم مرد است
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:55 قبل از ظهر توسط : سیدخان


