دوشنبه 15 خرداد1385
نگاه توخدا من مگه چه گناهی کردم که باید .....
شب بود و شمع بود ومن بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت چون اشک چکيدم که ببينم رخ ماهت بيا
بيا که سوختم هميشه به راه تو بهشت را فروختم به نيمي از نگاه تو
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت
این منم چون گل یاس نشستم سر راهت
تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم
اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم
اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده
تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده
اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم
میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم
تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند
تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط : سیدخان


