تبليغاتX
مهمونی
سهم من از شب شايد همان ستارهاي باشد که هميشه پنهان است و يا به قول قاصدکها ستاره من همان است که پيدا نيست
شنبه 14 مرداد1385
تولدسمیه جون

تولدت مبارک زيبا ترين

 

چه لطيف است حس آغازی دوباره

 

 و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيبای آغاز تنفس

 

و چه اندازه عجيب است روز ابتدای بودن

 

 ... و چه اندازه شيرين است امروز 

 

روز ميلاد

 

روز تو

 

روزی که تو.... آغاز شدی

 

بهترينم بهترين ها رو برايت آرزو ميکنم

 

.

.

.

.

 

تو بگو

 

چی بنويسم که لايق اين روز باشه؟

                                               سمیه جونم تولدت مبارک

 

مي خواستم برايت هديه اي بفرستم ...........................

 

 نسیم گفت مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم......................

 

باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشکهايش را پاک کنم ...........

 

ناگهان قلبم گفت مرا بفرست تا دوستش داشته باشم ..........................................

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط : سیدخان