
سلام به دوستان عزیز من رفتم سربازی![]()
بدی خوبی دیدین حلالم کنین
................
.............
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:4 بعد از ظهر توسط : سیدخان

سلام به دوستان عزیز من رفتم سربازی![]()
بدی خوبی دیدین حلالم کنین
................
.............
آن روزی که با کوله باری از عشق و صفا و محبت در بتکده قلبم را زدی و من بی محابا در را به روی تو گشودم
هنوز به خاطرم هست ...
هنوز به یاد دارم که دوست داشتنت را در طبقی از عشق با شاخه هایی از محبت و وفا گذاشته و تقدیمم کردی...
روزهای سرد زمستانی را با حرارت وجودت برایم گرم ساختی و لحظات تلخ زندگی ام را با شیرینی کلامت چون عسل ساختی
به کلمه دوستت دارم عادتم دادی ...
با کلمه عشق آشنایم کردی...
و محبت کردن را به من آموختی...
به من گفتی گل را باید دید . بویید . نه اینکه گل را از شاخه چید
حالا کجایی که ببینی ؟
دَر ِ بتکده قلبم باز مانده است
عشق و محبت و صفا سرگردانند
به دوستت دارم عادت کردم
و با عشق کاملا آشنایم و محبت کردن را به دیگران آموزش میدهم
ای کاش زود تر به این واژه ها خو گرفته بودم
ای کاش زود تر آموخته بودم
عزیزم....
دَر ِ بتکده قلبم را تا بازگشت تو باز میگذارم
بازگرد
بازگرد و ببین آموخته هایت را
بازگرد و بشنو دوستت دارم را
